مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
میآیـد از دسـتت کـمی بـاران بگیرد رزقی کـریـمانهتـر از سلـطان بگیرد با حال خسته، دلشکسته، دستْ خالی پـای ضریـحـت آمده درمـان بگـیـرد هم آب میخواهد بنوشد در حـریـمت هم سـفـرهای آورده تا که نان بگـیرد او آمـده پـیـدا کـنـد حـال خـوشـش را او آمـده تا غـصـهاش پـایـان بـگـیـرد خـالیست دسـتـانـش ولی امـیـد دارد تا با کـلافی یـوسـف کـنـعـان بگـیـرد پـائـیـن پـایـت آمـده، پــایـش نـلـغــزد بالای سر زانـو زده، سـامـان بگـیرد مرده است قلب شاعرت در روزمرْگی آقا نگـاهی کن که مُـرده جان بگـیرد بر گنبدت رو میزند هر روز، خورشید تا نوری از این روضۀ رضوان بگیرد با معـرفت هر کس به پـابـوس تو آید در روز محشر حق بر او آسان بگیرد |